شاعرانه!   

    شب تو زلفت اسیره

    ماه پیش تو حقیره

    امشبو اینجا بمون     ...  واسه رفتن خیلی دیره !

    صدای تو ترا نه ست

    نگات پر از ستاره ست

    به به خودم حال کردم  ...  دروغام چه شاعرانه ست !! 

پ.ن:  هیچی ... فقط با این تیکه این ترانه خیلی حال کردم 

لینک
۱۳۸٥/۱٢/٢٥ - shirin ...

   اوينار   

می نشینم جلوی آینه

نگاه میکنم به موهایم که انگاری زیادی حالت گرفته

دستم را می کنم لای فر های درشت و می کشم تا باز تر شود

صدای ضبط را زیاد می کنم..

(رفتی و از رفتن تو ..  قلب آیینه شکسته)

امشب از آن شبهایی ست که اصلا حوصله ندارم

نمی دانم چطور است ... امشب دلم نمی خواهد بروم

جنس دیگری است انگار !

نفسم را می دهم بیرون

چاره ای نیست

ابر را توی پودر نرم سایه میزنم و می کشم پشت چشمم

صورتی است اما همه بچه ها گفته اند:   رنگ ندارد ... معلوم نیست اصلا

به آینه نزدیک تر می شوم ...صورتی اش ولی توی ذوقم میزند

(کوچه ها در خلوت شب  ... پنجره ها همه بسته)

دستمال برمیدارم و پاکش می کنم

چرا اینقدر بی روح شده ام امشب !

پد بزرگ تر را روی صورتم می کشم ...  چرا حس تکان خوردن هم ندارم!

نگاه می کنم به ساعت ..

فکر می کنم الان چه خبر است آنجا

                      *  *  *

سردی دستانم را حس می کنم

پیک اول ... پیک دوم ...

سرخی خنکش خون گرمی میشود و می دود زیر جمجمه... و انگشت هایم

                     *  *  *

دستم را می برم که رژ لب را بردارم

                    *  *  *

چراغ های رنگی

چرخش اول ... چرخش دوم

رقص پا ها و زمین صاف سرد سرامیک

                   *  *  *

لبهایم برق میزند حالا ... ولی ..

دستم با بی حوصلگی میرود که رژ لب را سر جایش بگذارد

می خورد به گلدان کوچک جلوی آینه

گل های ریز زنبق می ریزد روی زمین

(آسمان خاکستری رنگ ... بغض باران در نگاهش)

تلفن زنگ می خورد  ..  یکی ... دو تا

(خنجری در سینه دارد ... توده ابر سیاهش)

خم می شوم گلها را جمع می کنم  ... تلفن زنگ می خورد

گوشی را بر میدارم

      ........

- چکار میکردی؟

- داشتم حاضر میشدم ... تو چرا هنوز خونه ای؟

-  ....    شیرین ...

(انگشتهام یخ تر می شود و ترسی گنگ، اما داغ تر از شراب خودش را می کشد تا پشت پلک هایم)

- چیه؟

- ....

-  چی شده؟

- اوینار .... مرده!

گوشی می چسبد به دستم...

صد سال است انگار ریشه کرده در کف دست های من

ریشه هایش می دود ... تقلا می کنم از گوشم جدا شود

تصادف کرده    ... ریشه ها در گوشم پیچ و تاب می خورد

... با نامزدش بوده  .... توی جاده

کاش گوشی کنده شود از گونه هایم و دستم ... با کامیونی که خواب بوده انگار راننده اش!

گوشی را می گذارم

باز زنگ می خورد   .. نمی شنوم

می شنوم  و نمی شنوم

می روم توی تراس و در را می بندم ... اینجا فقط همهمه مبهمی است

           *  *  *

بیشتر از یک سال گذشته

یک ماه پیش بود شاید که خبر دادند مراسم سالگردش است

نرفتم ... نه که نتوانسته باشم

نخواستم که بروم

نخواستم که مادرش را ببینم

و لباس های سیاه را ...

دیروز اما به دیدارش رفتم ... تنها

سنگ قبر سیاهش ولی اصلا غمگین نبود!

لینک
۱۳۸٥/۱٢/٢۱ - shirin ...

       

لعنت به این خونه تکونی ...

مامان ..

     چی باعث شد فکر کنی باید

پوستر ها و عکس های  آل پاچینو   رو قاطی کاغذ پاره هام بریزی دور ؟!!

        

هیشکی منو دوست نداره..!

لینک
۱۳۸٥/۱٢/۱٩ - shirin ...

       

خب امروز تولد وبلاگمه  ...

یعنی الان یک ساله که من دارم اینجا اراجیف می نویسم 

بدین وسیله از همه دوستانی که وقتشونو هدر دادم عذر خواهی می کنم..

گفتم بگم که فردای قیامت کسی طلبکار نباشه از ما.!

..

.

چیه؟

حالا لابد منتظرید کیک هم بهتون بدم!

نه خیر .. این خبرا نیست

به جاش میتونید یکی از گزینه های زیر رو در مورد اینجا انتخاب کنید :

۱-  مزخرفه

۲-  افتضاحه

۳-  این چرت و پرتا چیه می نویسی..

۴-  . . . . . . . .    ( اا .. ای بی ادب! )

.

لینک
۱۳۸٥/۱٢/۱۸ - shirin ...

       

مانده ام چرا خدا از من عذر خواهی نمی کند..!

   با تو هستم...

                  چرا از من طلب بخشش نمی کنی؟ ..

بابت زن آفریدنم در گوشه ای از هستی ات که زن یعنی ابلیس مجسمی که باید در کیسه انداخت و حبسش کرد!

که حنجره های زنده و هنوز خفه نشده اش سر از اداره مبارزه با همه چیز!! در می آورند..

که همه مخلوقاتش.. حتی زنانش!

                           تهمت سیب ممنوعه و هوس آدم را به حوا میزنند

در جایی که زیبایی موهبت نیست.. جرم است.. و زن بودن نیز هم!

جایی که تنها به اندازه نصف مردانش انسان هستم ...

                و حقوق انسانی  ...

                         حقوق انسانی ؟!!!

                                                      از من عذر خواهی کن !   ...

لینک
۱۳۸٥/۱٢/۱٦ - shirin ...

       

فکر کن مثلا رفتی یه گوشه دنجی پیدا کردی، نشستی

یه موسیقی لایت، یه سیگار لایت  ...

حالا یه روزنامه ای، کتابی، چیزی هم گذاشتی جلوت

قهوه فرانسه...

یا مثلا عکس های کوچولوی توی کیف پولت رو ریختی بیرون، روی میز و..

.....

خلاصه هر جور راحت تری و می تونی تو افکار خودت یورتمه بری تصور کن

بعد یه نفر میاد اون ور ترت می شینه ..

هنوز ماتحت مبارکش به صندلی نرسیده که..

                                                           ....  hey sexy lady    i like to fuck

                                 (زنگ موبایلش بود این!)

حالا نمایش شروع میشه...

طرف گوشی رو بر میداره و فکر میکنه سر جالیز پدرشه!

فیلم   تنگه وحشت   رو حتما دیدین که !

همون اولای فیلم که رابرت دنیرو نشسته توی سینما و داره بلند بلند و با اون صدای کشدار می خنده و هیچ بنی بشری رو هم به ت... حساب نمی کنه ؟!

                         همونجوری !!

لینک
۱۳۸٥/۱٢/۱٤ - shirin ...

   ثانيه ها.!   

بلند می شوم پرده های ضخیم پنجره را میکشم و اتاق تاریک تر می شود

برمیگردم و می نشینم گوشه اتاق، جایی بین میز و کمد، روی زمین..

این گوشه پرت است

چشم های خدا هم انگار دنبال من نیست اینجا..

پاکت سیگار را می تکانم ... خالی است

نیم کشیده ای را از لبه قوطی رژگونه برمی دارم

از فنجان قهوه بخاری بلند نمی شود... سرد شده!

بدون برگرداندن آن هم می توانم نقش ساعت شنی را در نزدیکی های لبه اش ببینم

کرونوس با آن ردای بلند سیاه و عصایش مقابلم ایستاده

امروز جشن کوچکی داشتیم از جنس کاغذ های رنگی و زرورق های درخشان ...

بچه که بودم جشن تولدهایم بوی ترش پرتقال داشت و رنگ ماهی های قرمزی که تا عید شود، ده بار می مردند و عوض می شدند!

و بی خیالی از مهمان هایی که می آمدند تا مرا ببوسند...

امروز تولدم بود...

خوشحال باشم یا ناراحت.!

من از گردش راست به چپ عقربه ها می ترسم...

لینک
۱۳۸٥/۱٢/۱٠ - shirin ...

       

من:   نه.. من نمی رم.. من دیگه حوصله کنکور دادن ندارم...

بابا:   این فرق میکنه دخترم.. این کنکور ارشده !!

-       فرقش چیه؟!

-       ...... مثلا .... مثلا ممکنه به جای ساندیس، رانی بدن!!

-       وا..!

(بابا در تلاش مجدد برای متقاعد کردن من جهت کنکور دادن):

حالا تو برو کارتتو بگیر.. ضرر نداره. تا حالا کسی از امتحان دادن نمرده.

-     باید صبح زود بیدار بشم آخه !

-    خودت میدونی،      به هر حال که من میدونم قبول نمی شی،

      ولی اگه امتحان ندی بعدا عذاب وجدان می گیری...

پ.ن :   راست میگه !!   

لینک
۱۳۸٥/۱٢/٧ - shirin ...

       

    آقا یه نفر لطفا این آیتم خفن تبلیغاتی رو برای من شفاف سازی کنه:

عروس و داماد میان، وامیستن روبروی دوربین و گوسپندانه لبخند میزنن احتمالا ...

              بعد یکی دیگه میاد میگه:       بیمه نوزاد سینا !!!

                                                                                    

لینک
۱۳۸٥/۱٢/۳ - shirin ...